السيد الطباطبائي

411

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

از هر آن چه دربار ذاتش به ذهن برسد منّزه دانسته شود ، و همچنين سلب هاى ديگر . اين شناخت سلبى بايد باشد و بدون آن گمراهى است . ] و هيچ مخلوقى چيزى را ( درباره خدا ) درك نمى كند مگر با خود خدا ( نه با حجاب ، صورت و مثال ) . و شناخت خدا حاصل نمى شود مگر با خود خدا . و خداوند خالى از مخلوق ها است و مخلوق ها نيز خالى از او هستند ( خدا در همه جا هست اما جائى را اشغال نمى كند ، با همه چيز هست نه به معنى ظرف و مظروف . زيرا ميان ظرف و مظروف سنخيّت لازم است و خداوند متعال با هيچ چيزى همسنخ نيست ) . و وقتى كه اراده كند چيزى را آن چيز به وجود مى آيد همانطور كه اراده كرده ، با امر او بدون نطق . از آن چه قضا كرده ، براى بندگانش پناهگاهى نيست . و در آن چه به آن راضى شده ، جاى اعتراضى براى بندگان نيست . در بدن هاى مخلوقه شان نه قدرت عمل دارند و نه قدرت معالجه ، مگر با خواست پروردگارشان . پس هر كس گمان كند كه بر عملى كه خداى عزّ و جلّ اراده نكرده ، توانمند است پس گمان كرده كه اراده اش بر اراد خدا غلبه مىكند . تبارك الله ربّ العالمين . ترجمه سخن علامه مجلسى ( ره ) : مقدمه : مرحوم مجلسى چهار و نيم صفحه در تفسير اين حديث به ويژه درباره جمل « اللَّهُ غَايَةُ مَنْ غَايَاه » توضيح داده است در آخر صفحه سوم مى گويد : اقول : مخفى نماند اين وجه اخير و نيز آن چه پيش از آن به عنوان احتمالات بيان كردم ، مطالبى هستند كه بر قريح قاصر من رسيده اند كه هيچ كدام از آن ها خالى از تكلّف نيستند . در اين باره وجوه ديگرى نيز گفته اند چون با اصول ما ( شيعه ) موافقت نداشتند از آوردن آن ها خوددارى كردم .